برآمده است. شايد اين تقطير گلاب بوده كه تقطير الكل تلقي شده است؛ به هر صورت نسخهٴ سالرنويي برسلاو، از حدود 1160 ـ 1170، از تقطير بحث ميكند، ولي نه از آب سوزان.1
مختصر اين كه، كشف الكل را نميتوان به طور يقين به شيميدانان اسكندراني يا شرقي نسبت داد؛ تا اينجا دليلي كه در دست است اين كشف را به مكتب سالرنو، يا به شيميدانان مسيحي، كه در اواسط سدهٴ دوازدهم، در جنوب ايتاليا ميزيستند، مربوط ميسازد.
ميتوان گفت كشف الكل، و اندكي بعد (در سدهٴ سيزدهم)، كشف اسيدهاي كاني، نشانهٴ آغاز عصر جديدي در تاريخ شيمي بود، يعني عصر انتقال شيمي باستان به شيمي جديد.
ج. انتقال ظروف چيني از چين به باختر
چيني به نوعي از كاشي اطلاق ميشود كه مواد آن حالت شيشهمانند يافته و كموبيش نيمهشفاف است.2 چيني از اختراعات چينيان است، ولي زمان آنرا دقيقاً نميتوان معلوم كرد.
آنان نخستين كساني بودند كه نتيجهٴ پختن كاشي را در دماهاي خيلي بالا مشاهده كردند؛ تحت اين شرايط برخي ظروف كاشي ــ تركيبي از كائولن و فلدسپات قابل ذوب ــ حالت شيشهاي پيدا ميكنند و نيمهشفاف ميگردند. قديميترين گزارش خارجي دربارهٴ چيني چين را سليمان تاجر (نيمهٴ اول سدهٴ نهم)، عرضه كرده است. مسلماً اين چيني در دوران سلسلهٴ تئانگ، در چين ساخته ميشد؛ با اين حال قديميترين نمونههاي موجود مربوط به دوران سلسلهٴ سونگ است.
قديميترين شرح مكتوب دربارهٴ پيداشدن ظروف چيني در خاور نزديك مربوط به 1171 يا 1188 است، يعني هنگامي، كه صلاحالدين ايوبي چهل قطعه ظرف چيني براي سلطان دمشق هديه فرستاد. تا بعد از جنگهاي صليبي، چيني را در اروپا نميشناختند. ميگويند مايسترو آنتونيو3 نامي در 1470، در ونيز از خاك بولونيا نوعي چيني ساخت، و او اين فن را از عربها آموخته بود؛ در مورد يك تن آينهساز ونيزي به نام لئوناردو پيوتينگر،4 در 1518، ادعاي مشابهي شده است. اين ادعاها اثبات نشده است. مقادير روزافزوني چيني از چين به اروپا حمل ميشد، ولي راز ساختن آن فاش نشده بود؛ تا در اواخر سدهٴ هفدهم، يا اوايل سدهٴ هجدهم، ارنفيلد والتر فون شيرنهاوس5 يا دستيارش يوهان فريدريش بوتگر،6 يا هر دو، بدان دست يافتند.